به یاد پسرم شهریور
تو را چه شد که پریدی ز آشیانه من
مگر که گوش تو شد خسته از فسانه من
کنون که موسم برگشت خیل چلچله هاست
بیا بیا که تهی مانده از تو خانه من
ستاره شب بی انتهای من برگرد
که بهر توست همه گریه شبانه من
فروغ خانه من بودی ای چراغ خموش
کنون چراغ شبم اشک دانه دانه من
امید زندگیم بودی ای امید تباه
دگر بگو چه بود مایه بهانه من
در این بهار که هر سبزه می دمد از خاک
فسردی ای گل شاداب پر جوانه من
کجایی ای که دل تنگ من تو را جوید
که بستُری ز دل اندوه جاودانه من