به یاد پسرم شهریار
“ص. ۲۱۲ ; “یاسهای سپید
شمس الدین سیدان
شعر از استاد شهریار *
شکفته غنچه یاسَت در آب دیده من
کجایی ای گل در اشک آرمیده من
بهار خوش خبرِ کوچه یاد خاطره ها
گل شکفته به باغ خزان رسیده ی من
کنار چشمه نوش تو من درخت غریب
در آب و آیینه ات شاخه ی خمیده ی من
تو عاشقانه ترین شر حافظی که ز مهر
رسانده ای به فلک قامت فصیده ی من
شب عبور تو از مرز آشنایی ها
افول نور ز چشمان خون چکیده ی من
بیا که باغ فرومانده از تلاوت سبز
هلا پرنده ی ازآشیان پریده ی من
شب وداع تو و، بغض ابر و گریه بید
نظاره گر تو به پایان خود رسیده ی من
تو رفتی و شب پرواز و انجماد زمان
به قاب پنجره تندیس خط کشیده ی من
نشسته ام پس دیوار بر کشیده شب
که تا دوباره، کجا سرزنی، سپیده ی من
***
هنوز این منم و این شب سیاه غمین
هنوز این منم و ین تن تکیده ی من
هنوز این منم و ناله های بی فریاد
هنوز تاب شکیب به جان دمیده ی من
***
کجایی ای گل رویت بهار دیده ی من"
*"بهار بی گل روی تو خار دیده ی من