«ص. ۶۸ «نهاوند در هزاره های تاریخ
شمس الدین سیدان
کاخ محلی است با صفا و نزهتگهی زیبا و سرسبز بین روستاهای گل زرد و مرادآباد که هیچ نشانه ای از کاخ و قصری ندارد ولی نام کاخ یادآور این معن یاست که روزی در این مکا ساختمان هایی به نام کاخ وجود داشته است که امروز جز حوضی بزرگ که از گل و لای پر شده است اثر دیکری از آن نیست . احداث این مکان به دست محم.د میرزا بوده است ولی تاریخ آن به درستی معلوم نیست. برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به کتاب نهاوند درهزاره های تاریخ صفحه ۶۸
خوشا «کاخ» و صفای جو کنارش
سرود خوش طنین آبشارش
صبا یا گر گذری کردی و دیدی
دوباره چشمه و بید و چنارش
پیامی بر به شوری عاشقانه
ز دور افتادگان بی قرارش
بیار از بهر آرام دل ما
شمیمی از نسیم نو بهارش
***
غروب باغ و رود و ناله غوک
شباهنگام و وهم رازدارش
«ز «گرو» یاد باد و «گاو ماهی
ز «گاماساب» و آب خوشگوارش
ز کوی شاطر آبادم خبر نیست
که چون شد تاک و باغ و برگ و بارش
به شام غربت از خود گریزی
«پناهم صخره بود و کوه "سارش
چه شبها قصه های عصه گفتیم
به تک تک اختران شام تارش
***
دیار دلبران ماه وش بود
ز هر آفت مصون بادا دیارش
نمی دانم به یاد آرد زمانی
که بودم عاشق شب زنده دارش
چه پیمان ها که بستد و شکستند
سیه چشمان شوخ گلعذارش
نپائیدند عهد خویش با ما
سهی قدان مهر آیین شعارش
نسیمش می وزید از کوی لیلی
که مجنون بود ازحد بی شمارش
زدند از تربت فرهاد خشتش
شب مستی و هم صبح خمارش
جوانی صبح عمر است و چه می شد
اگر کوته نبودی روزگارش